از نظر اسلام و همه علمای اسلام هر نوع دوستی با نامحرم از هر طریق و به هر وسیله اعم از چت یا تلفن یا پیامک و یا وسایل دیگر حرام است (بقیه در ادامه مطلب)


این که عده ای از دختران و پسران ادعا می کنند دوستی ما سالم است و اشکالی ندارد بدانند واژه سالم که به این نوع دوستی ها اضافه شده است تغییری در ماهیت آن نداده است.از نظر اسلام و همه علمای اسلام هر نوع دوستی با نامحرم از هر طریق و به هر وسیله اعم از چت یا تلفن یا پیامک و یا وسایل دیگر حرام است و در نتیجه گناه محسوب می شود.بنابراین با گفتن این که دوستی ما سالم است خودشان را گول نزنند.خدا دوستی با نامحرم در هر حدش را حرام و گناه می داند.

همچنین زدن صحبت های همراه با ادا و اطفار و ناز و عشوه و همچنین هر نوع شوخی با جنس مخالف و نامحرم گناه است و باز این نظر دین خداست و تمام علمای اسلام در مورد آن اتفاق نظر دارند.

همچنین هر نوع صحبت غیر ضروری با جنس مخالف و نامحرم معمولا مقدمه گناه محسوب می شود و باید از مقدمات گناه پرهیز و دوری کنیم.

اگه خوب بخواهیم در مورد فلسفه این احکام دقت کنیم می بینیم که دین مبین اسلام چقدر دین کاملی است.امروزه یکی از عواملی که باعث بالارفتن سن ازدواج شده است گسترش و شیوع دوستی ها و صحبت های غیر ضروری با نامحرم است.چرا که اشخاص به قول خود این گونه نیازهای عاطفی و نعوذبالله جنسی خود را برطرف می کنند و اینگونه ازدواج خود را به تاخیر می اندازند.

مثلا دختری که اهل این گونه دوستی ها هست با رد خواستگاران و به بهانه ادامه تحصیل از امر خدا یعنی ازدواج سر باز می زند و یا پسری که اهل دوستی با نامحرم است با رد درخواست خانواده اش مبنی بر ازدواج از این کار خودداری می کند.

نتیجه چه می شود؟بالارفتن سن ازدواج و نتیجه این چه می شود؟ افسردگی.

انسان وقتی سنش بالا و بالاتر بره اون موقع هست که حس میکنه واقعا نیاز داره به بقای نسل اصلا این نیاز رو حس میکنه این نیاز با دوستی با جنس مخالف فراهم نمیشه این گپز و جای خالی در وجودش اونو حتما افسرده خواهد کرد بلا شک.

جدای از اون ما که خالق نیازهامون نیست پس ما حقی نداریم که راه ارضای نیازهامونو خودمون تعیین کنیم.خداوند نیاز عاطفی و جنسی را در ما خلق کرده و اون خودش گفته تنها و تنها راه ارضای آن فقط ازدواج است.حالا اگه سرخود عمل کنیم مطمئنا نیازهامون به شکل واقعی ارضا نمیشه.بله فکر میکنیم از راه دوستی هم ارضا شده اما عین اون تشنه ای که تو کویر خودشو پرت میکنه تو اون چاله ای که فکر میکنه پره آبه در حالی که سرابه.

نکنه اعمال ما سراب بشه.یه لحظه بیشتر فکر کنیم.معصوم علیه اسلام فرمود که بزرگترین عبادت تفکر است.کاش کمی فکر کنیم.


چگونه می توانیم به هنگام گناه (در رابطه با نامحرم) خود را کنتر ل کنیم؟

پاسخ:در این زمینه باید چند چیز را دقیقا و حتما بدون سهل‏انگارى انجام داد:

1- تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن؛ تا انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد، چندان توفیقی در عدم ارتکاب گناه به دست نمی آورد.

2- ترک زمینه گناه: پیشگیرى از گناه آسان ترین راه مبارزه با گناه است . جوانى که مى خواهد گناه نکند باید خود را از صحنه هاى گناه دور نگه دارد.


این خود زیرمجموعه‏اى دارد که مهمترین آن عبارت از است:

* کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و کلاً هر آنچه که شهوت‏انگیز است، نگاه شود. امام صادق(ع)می فرماید: «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویله؛ نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (1)
تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.

* کنترل گوش: باید از شنیدنى‏هایى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه‏ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى، صداى شهوت‏انگیز نامحرم و...

* ترک مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى که باعث مى‏شوند انسان مزه گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و باید از آنها پرهیز کرد.
حضرت سجاد(ع) از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است»،(2)
البته اینها از مهمترین زمینه‏هاى گناه هستند که باید ترک شوند. ولی به طورکلی هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى‏کند باید ترک شود.

3- ترک فکر گناه: ترک زمینه گناه سهم به سزایى در ترک فکر گناه دارد. ازاین‏رو هر چه بیشتر و دقیقتر زمینه گناه ترک شود فکر گناه کمتر به سراغ انسان مى‏آید. این فکر گناه است که شوق در انسان ایجاد مى‏نماید و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و میل نسبت به کارى نباشد انسان مرتکب آن کار نمى‏گردد.

4- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما باید شبانه‏روز خود را با برنامه‏ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنیم و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشیم تا نفس، ما را مشغول کند. در اوقات بیکارى وسوسه‏هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى‏آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى‏کشاند قال امیرالمؤمنین على(ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى‏کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏کشاند»،(3)

5- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حیوانى و شهوانى انسان را تضعیف مى‏کند اگر قواى شهوانى ضعیف گشت قهرا فکر گناه هم کم‏رنگ مى‏شود. عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع البطن طغى؛ هرگاه شکم پر شود طغیان مى‏کند،(4). مفهومش این است اگر شکم بر نشود طغیان نمى‏کند و بهترین قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذکر این نکته بسیار ضرورى است که اولاً: روزه نباید براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: براى کارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بیشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى یعنى ورزش دو برابر شود.

6-ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‏هایى باشد که براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت‏هاى کششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بیست دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.

7- فکر مرگ: این یکى دیگر از چیزهاى بسیار مفید است که فکر گناه را یا از بین مى‏برد و یا کم مى‏کند که این به شدت و ضعف فرو رفتن در فکر مرگ بستگى دارد اگر انسان با این واقعیت انس بگیرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال امیرالمؤمنین على(ع): «اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ یاد کنید (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تیره و تلخ کننده شهوات را و دعوت کننده جدایى‏ها را»،(5) یاد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فکر گناه باز مى‏دارد آنچه که بسیار مهم است این است که اولاً :این فکر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نیم‏ساعت باشد کافى است. ثانیا: در مکان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت خود محیط قبرستان باشد به هر گونه که این فکر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد بسیار مطلوب است مثلاً یکى از کیفیت‏هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان چنین مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و نزدیکان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شیرینى‏ها وداع مى‏کند و... همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگرید.

8- توجه کامل به این که خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتی بر خطورات قلبی ما (در دل می گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنین یقینی داشته باشد، خجالت می کشد گناه کند و از دستورهای خالقش سرپیچی نماید. برای این که انسان به چنین توجهی موفق شود، همیشه به یاد خدا بودن بسیار سودمند است. این که گفته می شود انسان باید همیشه به یاد خدا باشد، بدین خاطر است که با یاد خدا انسان از مهلکات دور می شود و به عوامل سعادت نزدیک می گردد. علی(ع) فرمود: «خدا را در همه جا یاد کنید، زیرا در همه جا با شما است». (6) حضرت در حدیث دیگر فرمود: «ذکر دو گونه است: یاد خدا به هنگام مصیبت و بهتر از آن یاد خدا در رویارویی با حرام است که این یاد خدا مانع از ارتکاب حرام می شود».(7) قرآن فرموده است: «آیا (او که اهل گناه و شرک است) ندانست که خدا می بیند».(8)

9- تفکر در عواقب زیان بار گناه: اگر انسان توجه کامل داشته باشد که معصیت افزون بر آثار سوء دنیوی، چه عذاب های غیر قابل تحمل اُخروی به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوری می جوید.
قرآن می فرماید: « هر کس به خدای خود با حالت گناه وارد شود، جزای او جهنمی است که در آن جا نه می میرد و نه زنده می ماند».(9) در آیه دیگر فرمود: «(در روز قیامت) گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همة خویشان و همة اهل زمین را فدا می کرد تا از عذاب نجات می یافت، (ولی) چنین نیست، (بلکه) آن آتش شعله کش است و ...».(10) در جای دیگر فرمود: «در روز قیامت کافر گوید: ای کاش خاک بودم».(11)

10- مقایسه بین بهشت و جهنم. اگر انسان یک مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع) در مورد نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پیدا می کند و از جهنم می ترسد در نتیجه مرتکب گناه نمی شود. در این زمینه مطالعه جلد شش کتاب پیام قرآن اثر آیت الله مکارم شیرازی بسیار مفید است. قرآن در مقایسه بین ثواب و عذاب اخروی می فرماید: «وصف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده (چنین است) که در آن، جوی هایی از آب گوارا، و جوی هایی از شیری که مزه اش تغییر ناپذیر است، و جوی هایی از شراب لذت بخش برای آشامندگان، و جوی هایی از عسل پاکیزه (وجود دارد) و برای شان در آن جا همه گونه میوه هست، نیز آمرزشی از جانب پروردگارشان. (آیا چنین کسی) همانند کسی است که جاودانه در آتش است و به آنان آبی جوشان نوشانده می شود که دل و روده های شان را پاره پاره می کند؟!».(12)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون کسی است که بهشت عالی را به گناه پست بفروشد».(13)

11- باور کردن این که شیطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛ وقتی انسان یقین پیدا کرد که اینان دشمن اویند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمی کند. قرآن می فرماید: «ای بنی آدم، آیا با شما پیمان نبسته بودم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما است؟!».(14)
در آیة دیگر فرمود: «نفس امّاره بسیار وادار کننده به بدی است».(15)
 

12- عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار نزدیک به نتایج اعمالش خواهد رسید؛ اگر انسان به این مسئله عنایت داشته باشد و فکر نکند که فعلاً خبری از سرای آخرت نیست، در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خیلی از افراد به خیال این که عواقب وخیم معصیت دیر به سراغ انسان می آید، مرتکب معصیت می گردند. قرآن فرموده: «آن ها (کافران) آن (روز عذاب را) دور می بینند، و ما آن را نزدیک می بینیم».(16)


13- زیاد سبحان الله گفتن، که باعث می شود شیطان از انسان دور شود. وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه نمی کند.
امام صادق(ع) فرمود: «شیطان گفته است: پنج کس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقیه مردم در اختیار من هستند:
1ـ کسی که با نیّت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکّل کند.
2ـ کسی که در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
3ـ کسی که هر چه برای خود می پسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
4ـ کسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند.
5ـ کسی که به آن چه خدا قسمتش کرده است راضی باشد».(17)

14- عقل ; حضرت على (ع)مى فرماید: فکرک یهدیک الى الرشاد;(18) افکار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدایت واقعى راهنمایى مى کند.


15- شناخت زیان ها و مفاسد گناه ; جهل منشأ بسیارى از لغزش ها است . علم به آثار و تبعات گناه انسان را ازارتکاب به آن باز مى دارد.


16- تربیت صحیح ; تربیت صحیح در محیط خانواده و نیز ادامهء آن تحت نظر مربیان اخلاق در جامعه انسان را باعفت و حیا درست مى کند, چنین فردى به راحتى بر غریزه هاى خودش مسلط می شود.

امام على (ع) مى فرماید: کسى که به ادب آموزى وادار شود کار خلاف از او کم تر دیده می شود.(19)


17- نماز; نماز آدمى را از کارهاى زشت و گناه باز مى دارد.(20)


18- محاسبه و مراقبه ; کسى که خواهان رشد و تکامل معنوى است , باید مراقب اعمال خود باشد و هر روزخودش را محاسبه کند تا نقایص و کاستى هاى خود را جبران و نقاط قوتش را تقویت کند.
در پایان حدیثی را که امام حسین(ع) دربارة رهایی از معصیت فرموده می آوریم:
مردی به خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض کرد: من مردی گناهکارم و صبر بر معصیت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما.
حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه که خواستی گناه کن:

1ـ روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه کن.
2ـ از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه کن.
3ـ در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.
5ـ وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده».(21)
در این حدیث حضرت می خواهد بگوید: تو که بر هیچ یک از این پنج چیز قادر نیستی، پس چگونه گناه انجام می دهی و خود را بدبخت می کنی؟!
پی نوشت ها:
1- شیخ عباسى قمى، سفینة‏البحار، ماده نظر
2- همان، ماده صحب.
3- غر ر الحکم ج2 ص 220
4- المحجة‏البیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج 5، ص 150
5- غرر الحکم ج2 ص 270
6. صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج 6، ص 295، شمارة 8567.
7. همان، ص 294، شمارة 8562.
8. علق (95) آیة 14.
9. طه (20) آیة 74.
10. معارج (70) آیة 11 ـ 15.
11. نبأ (78) آیة 40.
12. محمد (47) آیة 15.
13. غررالحکم، ج 1، ص 356.
14. یس (36) آیة 60.
15. یوسف (12) آیة 14.
16. معارج (70) آیة 6.
17. آثار الصادقین، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
18.غررالحکم , ج 4 ص 415
19.همان , ج 5 ص 263
20.عنکبوت (29) آیهء 45
21-آثار الصادقین، ج 6 ص 349، شمارة  8789
 


 

منابع: -سایت لذت زندگی-مرکز پاسخگویی سوالات دینی