شاید توجه دارید که علت اصلی حضورتان در دانشگاه ـ همان گونه که از نام این محیط پیداست ـ تحصیل دانش و علم است و نه تحصیل چیز دیگر؛............


پدید آورنده : علی زینتی ، صفحه 4


ترم اول هستم و تازه با محیط دانشگاه آشنا شده ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرایط آن برایم توضیح دهید.

همان گونه که خود می دانید، تاکنون در محیط تحصیلی کمتر با جنس مخالف برخورد داشتید. در مقاطع تحصیلی قبلی، یعنی دوره دبستان، راهنمایی و دبیرستان با فضای آموزشی مختلط مواجه نبودید و زندگی آموزشی شما فارغ از حضور جنس مخالف بود و در این محیط ها، تعامل و برخوردی با جنس مخالف نداشتید. شاید محیط دانشگاه، اولین تجربه برخورد مستقیم و بی واسطه شما با جنس مخالف است. بر این اساس، با شکل این نوع ارتباط و پیامدهای مثبت و منفی و راهکارهای کنار آمدن با این پدیده، آشنایی ندارید. پر واضح است که همین نا آشنایی می تواند موجب خسران و ضرر آموزشی گردد و ممکن است که به جای سود علمی و آموزشی، ضرر اجتماعی، اخلاقی و حیثیتی نیز به شما تحمیل کند و بدون قصد و برنامه قبلی، شما را از هدف دور کرده، به سمت انحراف های پیش بینی نشده ببرد. بر این اساس، آگاهی از مواجه صحیح با این پدیده و ارتباط سالم و صحیح داشتن با جنس مخالف و شناخت از شرایط، آداب و مقررات این نوع ارتباط و برخورد با این پدیده برای شما لازم و ضروری است. از این رو، به منظور روشن گری، نکاتی را تقدیم می داریم:

اما قبل از پرداختن به جزئیات مورد نظر توجه شما را به یک نکته اساسی جلب می کنیم که کلید ارتباط با تمام انسان ها را در تمام محیط ها در دستتان می نهد.

انسان، هرگز بی ارتباط با دیگران زندگی نکرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباط ها تنوع می پذیرد، ولی ارتباطات انسانی، هیچ گاه قطع نشده است؛ زیرا برای آدمی، ارتباط با همنوع یک ضرورت است. نوع و کیفیت ارتباط را اهداف و اغراض ما تعیین می کند. به این سبب، گاهی ارتباط آموزشی است، گاهی اقتصادی، گاهی فرهنگی و برخی اوقات اجتماعی. هدف یک ارتباط، در قالب پیام مبادله شده، فراهم می شود و به دست می آید. افزون بر آن که هر نوع ارتباطی، شرایط خاص خود را دارد که باید رعایت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد. یک مجموعه دارای اصول و قواعدی کلی است که باید در تمام ارتباط ها رعایت گردد. یکی از این اصول، این اسم که هرگز ارتباط ها نباید با همدیگر همپوشی و تداخل نمایند؛ یعنی در ضمن یک ارتباط، نباید هدف گم شود. پیام مبادله شده که معین کننده نوع ارتباط است، باید محدود و منحصر به همان نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن یک ارتباط اقتصادی نباید ارتباط خانوادگی و پیام خانوادگی مبادله شود. این تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط خواهد شد و هر دو را از اهدافشان دور می سازد و همچنان که اگر در ضمن ارتباط آموزش، حواس شما متوجه مطالب دیگر شود، موجب افت کیفیت آموزش می شوید. در ارتباط دیگر نیز تداخل پیام ها، موجب افت سطح ارتباط می شود. پس باید به اصول ارتباط های انسانی پای بند بود تا بتوان به اهداف ارتباط ها دست یافت.

شاید توجه دارید که علت اصلی حضورتان در دانشگاه ـ همان گونه که از نام این محیط پیداست ـ تحصیل دانش و علم است و نه تحصیل چیز دیگر؛ از این رو، ارتباط اساسی و اصلی شما با تمام افراد در این محیط، یک ارتباط آموزشی است و اگر ارتباط دوستی یا اقتصادی و... برقرار شود، در مسیر تکمیل ارتباط آموزشی و یا مقدمه ای جهت رسیدن به اهداف آموزشی است. اگر در دانشگاه در پرتو یک ارتباط اقتصادی، لوازم التحریر، فیش غذا، لباس و... تهیه می کنید، همه برای تأمین اهداف آموزشی و تحصیل علم و دانش است. هر رفتار و یا ارتباطی که شما را از این هدف دور کند، آفت زندگی دانشجویی و انحراف از مسیر ارتباط آموزشی تلقی می شود.

هر ارتباط دیگری غیر از ارتباط آموزشی، فقط یک عامل مزاحم است و باید آنها را از مسیر زندگی دانشجویی خود حذف کنید تا بتوانید به اهداف علمی و معرفتی خو نایل آیید.

پس از دیدگاه تعلیم و تربیت، ارتباط با جنس مخالف، یک عامل مزاحم است و در اولین گام، سطح تمرکز شما را کاهش می دهد. کافی است یک پیام غیر آموزشی از جنس مخالف نظر شما را به خود جلب نماید تا ساعت ها فکر و ذهن شما را به خود مشغول سازد. توجه دارید که تا کنون تنها با تکیه بر دیدگاه تعلیمی و تربیتی، به بررسی این پدیده پرداخته ایم و نتیجه سخن آن که هر عمل و ارتباطی که ارتباط آموزشی و فعالیت تحصیلی شما را تحت الشعاع خود قرار دهد و کمیت و کیفیت دانش اندوزی شما را کاهش دهد، باید از زندگی دانشجویی شما حذف شود.

توجه داریم که تأثیرمزاحمتی ارتباط با جنس مخالف، هرگز نه قابل کتمان است و نه با مزاحمت های دیگر ـ همانند سرو صدا ـ قابل مقایسه می باشد؛ یعنی کسی نیست که بگوید ارتباط با جنس مخالف، همانند خرید لوازم التحریر مقدمه ای برای تحصیل موفق است؛ زیرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصیلی و افزون بر این، تحقیقات انحام گرفته و تجربیات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گویای افت شدید تحصیلی این گونه افراد است.

موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر دانشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت را به خود جلب نکرده است؛ بلکه این مسئله از دیدگاه فقهی، حامعه شناختی، روان شناختی و... نیز مورد بررسی قرار می گیرد. اینک از دیدگاه روان شناختی این مسئله را مورد بررسی کوتاه قرار می دهیم.

1. دهنده پیام. 2. گیرنده پیام. 3. محتوای پیام. 4. کانال. 5. رسانه. از بین این امور، بیشترین تأثیر و نقش تعیین کننده، نقش اصلی آن، مؤلفه سوم (محتوای پیام) است. آن چه یک ارتباط را از دیگر ارتباط ها متمایز می سازد، محتوا و پیام است. حال سخن این است که در ارتباط دوستی با جنس مخالف، چه نوع پیامی مبادله می گردد که آن را ارتباط دوستی با جنس مخالف می گویند؟ چرا ارتباط با استاد در کلاس درس را ارتباط دوستی نمی گویید و یا ارتباط با دفتردار دانشگاه را ارتباط آموزشی و دوستی می گویید؟ آیا چیزی جز محتوا و پیام مبادله شده، می تواند نقش مؤثر و تعیین کننده ای داشته باشد؟ اینک باید مشخص کنیم که در ارتباط دوستی با جنس مخالف، محتوا و پیام مبادله شده چیست که آن را از دیگر ارتباط ها، همانند اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... متمایز می سازد؟

آن چه در ارتباط با جنس مخالف مبادله می شود، محبت و عشق است؛ ولی محبتی که یک همجنس از ارائه آن ناتوان است. از این رو به سراغ جنس مخالف می رویم؛ پس محبت از نوع جنسیتی است و اگر پیام آرامش، سکون و... نیز مبادله می گردد، رنگ جنسیتی ـ نه جنسی ـ پذیرفته است. در این نوع ارتباط چون قواعد و شرایط و تعهدات طرفین تعریف نشده است و به صورت ناقص از فرهنگ غربی اقتباس شده است، با پیامد منفی فراوانی همراه می باشد؛ مثلاً چون سطح دوستی تعریف نشده، دوستان در برابر همدیگر احساس تعهد نمی کنند که معمولاً با خیانت، بی وفایی، شکست و... همراه است.

گاهی اوقات به واسطه این که سطح دوستی و ارتباط تعریف نشده است، اندک اندک از ارتباط دوستی فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگی و کارکردهایی از آن دست می شود و چون شرایط آن با توافق طرفین قرین نشده، به هتک حیثیت اجتماعی و چه بسا خسارت های جبران ناپذیر ـ به ویژه از طرف دختر ـ همراه می شود و هرگز کسی در ابتدا پیش بینی نمی کند که این دوستی، به این نقطه ختم شود؛ ولی کم کم به جایی می رسد که سرمایه ای جز ندامت باقی نمی ماند.

بنابراین چون در فرهنگ دینی و عرف ایرانی ما، این نوع ارتباط هنوز تعریف نشده و شرایط، مقررات و آداب، تعهدهای طرفین تعیین شده است، نباید به سراغ آن برویم؛ چون هر ارتباطی که از شرایط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمی رسد، بلکه جز خسارت نتیجه ای ندارد. اگر ارتباط اقتصادی با آداب، شرایط و تعهدهای بیگانه باشد، نه تنها سود نمی دهد، بلکه خسارت اقتصادی تنها نتیجه آن خواهد بود. در این نوع ارتباط هم، وضعیت به همین منوال است.

در ارتباط دوستی با جنس مخالف، آن چه در معرض خسارت و ضرر (و یا بهتر بگوییم تهدید) قرار می گیرد، مال، سرمایه و تحصیل دانش نیست؛ بلکه آبرو و پاکی است که اگر از کف رود، هرگز جبران پذیر نیست. آیا انسان عاقل حاضر است که در یک ارتباط دوستی فاقد تعهد لازم الاجرا و غیر قابل نقض، حیثیت خود را در معرض آسیب و خطر قرار دهد؟ اگر این ضرر رخ داد، چه کسی آن را جبران می کند و آیا آبروی بر باد رفته، قابل برگشت است؟ بسیار افرادی که هرگز گمان نمی کردند به بی آبرویی و از دست دادن آبرو و... مبتلا شوند؛ ولی مبتلا شدند. بنابراین، از دیدگاه روان شناختی بین فردی نیز چون ارتباط دوستی با جنس مخالف فاقد شرایط یک ارتباط سالم می باشد و ویژگی های لازم در مؤلفه های آن رعایت نشده است، یک ارتباط شکست خورده و مقرون به آسیب می باشد و تا زمانی که به یک تعهد طرفینی همراه با رعایت آداب و شرایط منتهی شود، باید از آن سخت اجتناب کرد.

حال که ارتباط با جنس مخالف در فضای آموزشی و غیر آموزشی ممنوع است، پس شکل رفتار ما با جنس مخالف چگونه باید باشد؟

به طور کلی در جامعه ما چند شیوه برخورد وجود دارد که یک شیوه آن درست و شیوه های دیگر غلط است.

برخورد مبتنی بر شناخت و احترام متقابل، برخورد صحیح با جنس مخالف است. در این شیوه، دختران و پسرانی هستند که به محض دیدن یکدیگر خود را نمی بازند و هیجان زده نمی شوند. اینان یک نگاه و یک کلام از جنس مخالف را به عشق تعبیر نمی کنندو آن را در ذهن خود و در رؤیاهای خویش نمی پرورانند؛ بلکه در برخوردها در مجامع فامیلی، تحصیلی و... بسیار با وقار و سنگین برخورد می کنند و در عین پرس و جو از احوال یکدیگر و پاسخ گویی به پرسش های آنان، دچار افراط در خنده و شوخی نمی شوند. آنان جنس مخالف را افرادی چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمی دانند و آدابی را که از لحاظ شرعی و اجتماعی در برخورد با آنان لازم است، رعایت می کنند. آنان بر اثر تربیت خانوادگی، برقراری رابطه پنهان با جنس مخالف را بی معنا می دانند و درباره روحیات جنس مخالف به حد کافی آگاهند و برای برقراری روابط نیزدیک و صمیمی با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طریق ازدواج و فراهم آوردن شرایط مقبول اجتماعی، به تحقق می رسانند.

شیوه های نادرست ارتباط


1. برخورد احساسی و هیجان زده این رفتار بر اثر عدم شناخت صحیح از جنس مخالف است و یک ابراز محبت ساده را نشانه عشقی عمیق می دهند و هیجان زده می شوند که معمولاً در دختران چنین واکنشی بیش از پسران به چشم می خورد.

2. برخورد خشک و محدود؛ عده ای از جوانان بر اساس تربیت های غلط، گاهی در میان خویشان و آشنایان از افراد غیر هم جنس اجتناب می کنند و رفتاری سرد و یا خشن دارند؛ البته خشک نبودن هرگز به معنای رعایت نکردن حدود شرعی نیست؛ ولی رعایت موازین شرعی هم لزوما به معنای بد اخلاقی و سرد بودن نمی باشد.

3. داشتن روابط پنهانی؛ داشتن روابطی مثل نامه نگاری، تماس های تلفنی و مخفیانه، گذشته از این که چه عواملی باعث این گونه روابط بین بعضی از جوانان ما شده، باید یادآور شویم که عواقب روانی و اجتماعی بسیار خطرناکی در این گونه روابط وجود دارد که متأسفانه بیشترین آسیب آن نصیب دختران ما می شود.

4. افراط در معاشرت؛ بعضی از خانواده ها به بهانه اجتماعی کردن فرزندان خود سعی در ایجاد روابط افراط گونه بین پسر و دختر می کنند که نوعی تبعیت کورکورانه از فرهنگ غربی است.

بنابراین به نظر اسلام شیوه صحیح در رابطه با جنس مخالف، همان شیوه ای است که توضیح آن گذشت.

در ارتباط با جنس مخالف، در حالی که در قالب شکل اول ارتباط برقرار می کنید، از اصول بیان شده زیر پیروی کنید:

1. برخورد با جنس مخالف بر اصل تکبر ورزی استوار شده است؛ یعنی معیار و قانون برخورد با جنس مخالف متکبرانه بودن آن است. رفتار صمیمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، برای مواجه با همجنس و محارم است؛ نه برای نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حریم و مصونیت و حرمت نهادن برای خود، تکبر ورزی است تا ناشناسان و نا محرمان به حریم شما بار نیابند؛ مگر آن که محرم راز شوند بد گویی و ناسزاگویی لازم نیست و رفتار متکبرانه داشتن لازم است. بی اعتنایی، خود برتر بینی، فاصله گرفتن، حریم برای خود قائل شدن از جلوه های رفتاری مطلوب با جنس مخالف است.

2. به برخی از تأثیرات مثبت و اندک این ارتباط دل خوش نکنید و بدانید که انسان های پشیمان اندک اندک به خط قرمز رسیدند و از آن عبور کردند. اگر شما یک قدم جلو بگذارید، باید تا ده قدم از ارزش های خود عقب نشینی کنید. جاذبه طبیعی و زیستی دختر و پسر، به ویژه در سنین جوانی، زمینه انحراف ارتباط های انسانی را فراهم می سازد. در محیط آموزشی هم نباید از آفاتی که در جاذبه های زیستی ریشه دارد، غفلت کنید؛ زیرا روابط انسانی از این ناحیه، بسیار آسیب پذیرفته و به انحراف می گراید. بر همین اساس شارع مقدس به ما هشدار می دهد که هرگاه دو غیر هم جنس در قالب هر ارتباطی در مکانی خلوت و دور از دید دیگران قرار گیرند، شیطان آنها را به سمت روابط تهدیدآمیز می کشاند و باید از آن محیط و ارتباط گریخت.

نکته دیگری که به این حساسیت می افزاید، تهدید مستمر و لحظه به لحظه این خطر است؛ یعنی در حالی که دیگر عوامل تهدید کننده، نیازمند زمان و مکان خاصی هستند تا آدمی را در معرض تهدید قرار دهند و در رفتار وی نفوذ کنند، این عامل همیشه نقش تهدید کننده دارد و انسان هوشیار نباید یک لحظه خود را از این تهدید در امان ببیند.

3. محیط آموزشی بدون ارتباط آموزشی نیست و طرف دوم این ارتباط، همیشه از جنس شما نیست. شاید شما در برخی اوقات مجبور به برقراری ارتباط با جنس مخالف شوید؛ در این صورت، یقینا از محدوده پیام آموزشی تجاوز نکنید و فقط به مبادله همین نوع پیام ـ در صورت مستقیم یا غیر مستقیم ـ اکتفا کنید. برای این که یقین کنید مخاطب شما پیام دیگری دریافت نکرده است و پیام دیگری مبادله نکرده اید، به نکات زیر بسیار پای بند باشید.

1. به محض احساس دریافت پیامی غیر اموزشی، سریع رابطه را در همان لحظه قطع کنید.

2. در فضای آموزشی مختلط، مواظب نگاه خود باشید و به پیام های شفاهی، کتبی و... افراد مزاحم توجه نکنید و حتی اگر به داد و فریاد متوسل شدند، ناشنیده گرفته، از موقعیت دور شوید.

3. در جمع دوستانی که به این نوع روابط دل خوش کرده اند، شرکت نکنید و حداقل وقتی به گزارش این نوع عملکرد خود می پردازاند، از آنها کناره بگیرید.

4. توجه داشته باشید که هیچ انسان مبتلا به انحراف رفتاری با قصد و غرض قبلی به این وادی وارد نشده، بلکه دست های ناپیدایی او را به این هلاکت مبتلا ساخته است. شما نیز از حیله این دست ها خود را در امان نپندارید؛ زیرا همیشه آنها با شما و در کمین شما هستند؛ گرچه شما از آنها فافل هستید.

منابع

1. جولیاتی وود، روانشناسی ارتباطات میان فردی.

2. محسنیان راد، روانشناسی ارتباطات.

3. روانشناسی ارتباطات اجتماعی.

4. مهرآرا، روانشناسی اجتماعی.