آسیب های فردی و اجتماعی بد حجابی

-اختلالات روانی: برخی از زنان با استفاده از خودنمایی و جلب رضایت دیگران جلوه گری میکنند و فکر و اندیشه خود و دیگران را مشغول به تخیلات پوچ میکنند،(فکرو زمان خود را با اینکه چه بپوشند..مد باشند و تکراری نباشند برای دیگران و زیبایی و مدلی که  از خود ساختند لحظه ای پاک نشود و از بین نرود...و فکر دیگران را با وضع زننده و جلب توجه کننده خود در جامعه مخدوش میکنند جدای از شهوت زده کردن روان وفکر ،افرادی که شاید نتوانند به این زیبایی دست یابند مدام به فکر پر کردن این خلا ظاهری و یا دست یافتن به آنند و این ناکامی ها منجر به اختلالات روانی میشود.)

 

2-افت تحصیلی و آموزشی در مراکز علمی:

همین اختلات روانی ناشی از بد حجابی باعث مشغول شدن به این نوع از مدل ها و صرف زمان و  فکر کردن و سخن گفتن برای رسیدن به آن میشود(از جانب دختران) و مشغول شدن افکار پسران و آلوده شدن به نگاه های آلوده و خطرات بعدی و مرحله ای که به دنبال دارد، که همه باعث افت تحصیلی آنها نیز میشود.

(این موضع در مورد اداره ها و موسسات هم صدق میکند...که حتی باعث شده بعضی موسسات غربی که پیشرفت برایشان مهم بوده یک حدودی برای حجاب معین کنند و قانون گذاری کنند...)

گریز مرتبط به موضوع  ßبرخی میگویند که حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد جامعه میشود، در صورتی که برعکس، بد حجابی و کشانیدن تمتعات (بهرهمندی ها ی) جنسی از محیط خانه به اجتماع که بدحجابی ابزار و مقدمه آن است نیروی کار و فعالیت اجتماع را تضعیف میکند ، آنچه که موجب فلج کردن نیروی زن است محروم کردن زن از فعالیت های علمی ودانش و اقتصادی است که اسلام، زن با حجاب را از آن محروم نکرده است.

 

3-خشونت وآزار جنسی:

یک اثر بد و سو بدحجابی آزار و اذیت زنان بدحجاب توسط مردان و جوانان ولگرد میباشد و پوشش ناقص و محرک و بدحجابی برخی زنان به منزله ی چراغ سبزی برای تمایل به کار خلاف و گناه آلود میشود و همین موجب آزار و اذیت زنان بدحجاب میشود، بنابراین بدحجابی موجب افزایش خشونت مردان و آزار های جنسی میشود.

امروز در غرب آزار های جنسی و مسائل خشونت علیه زنان بیداد میکند.

 

4-زمینه ساز رذایل اخلاقی وسقوط ارزش زن:

بدحجابی منشا برخی رزایل اخلاقی و در نتیجه باعث سقوط ارزش زن از مقام و منزلت الهی و انسانی او میشود،زیرا ابتذال در پوشش مقدمه ابتذال در اخلاق است  وامکان دارد که فرد حتی دچار بیماری های روحی و رفتاری مثل کبر و غرور  وعجب وریا گردد ، اگر دختری تنها به خاطر زیبایی ظاهری و...مورد توجه مردان باشد و توجه مردان به او شهوانی باشد،ارزش حقیقی او فراموش میشود و تا زمانی که جاذبه ظاهری دارد مورد توجه قرار میگیرد و زمانی که این جاذبه های از بین رود احساس غربت و پوچی و پشیمانی میکند.

بدحجابی ارزش زن را از بین میبرد و او را تا حد یک کالا پست و ذلیل میکند.

زنی که تن و اندام خود را در معرض دید قرار میدهد،میخواهد با تکیه بر  یک مورد از زنانگی صرفا خود را به جامعه معرفی کند و نه  با انسانیت...

 

5-آثار خانوادگی:

هر چیزی که موجب تحکیم خانواده و سبب صمیمیت رابطه زوج  شود برای کانون خانواده (وجامعه) مفید است و باید برایش کوشش کرد و برعکس هر چیزی که موجب سستی روابط زوجین میشود باید با آن مبارزه کرد.

در این موضوع دو نوع سیستم  و قاعده در کانون خانواده تاثیر گذارند:

1-سیستم منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع::در این سیستم همسر قانونی شخص عامل خوشبختی فرد به شمار می آید،و ازدواج پایان انتظار و محرومیت است، چون رواط جنسی محدود به خانواده است.

2-سیستم و جامعه ای با روایط آزاد جنسی در جامعه::همسر قانونی به عنوان رقیب و مزاحم و زندانبان است، در این نوع جوامع ازدواج آغاز محرومیت و محدودیت است و تنها برای فرزند دار شدن و یا کلفتی زن ها در خانه با آنها ازدواج میکنند.

(*دقت کنید!جامعه که در آن بدحجابی وجود دارد طبعا و خواسته یا ناخواسته به سوی سیستم دوم رو میاورند چون بدحجابی نوعی عرضه خود در جامعه میباشد...)

الف-بی علاقگی به ازدواج:

در جامعه ای که بی بند و باری و بدحجابی در پوشش و مسائل جنسی رواج دارد،بسیاری از لذت های جنسی که عامل گرایش به ازدواج است به راحتی در دسترس افراد قرار میگیرد و روشن است که این امر میزان علاقه  وگرایش افراد (مخصوصا جوانا) را به ازدواج کاهش میدهد و بلکه از بین میبرد.

بد حجابی برخی از لذت های جسمی،سمعی،بصری و احیانا لمسی را که باید در نهان خانه زناشویی به دست آید،آسان و رایگان و همه جایی می سازد ودر نتیجه اهمیت ازدواج و شوق زناشویی کاهش میابد.

"استاد مطهری میفرمایندß ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام میگرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود میدانستند،ولی امروز کامجویی های جنسی در غیر کادر ازدواج در حد اعلا فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق ها وجود ندارد."

 

ب-افزایش مقدار طلاق:

بی تردید،غریزه جنسی یک عامل مهم برای انجام ازدواج و تشکیل خانواده است،هرچه از زمان ازدواج بگذرد،نقش غریزه جنسی کمتر و به جای آن نقش تفاهم و وفاداری در بقای خانواده بیشتر میشود.

بدحجابی آفت بقای زندگی خانوادگی است،زیرا موجب تحریک غریزه جنسی است، و تحریک غریزه جنسی عامل رابطه نامشروع  و چنین روابطی بنیاد خانواده را سست و نابود میکند.

زنان بدحجاب تمام وقت خود را برای خودنمایی در خارج از منزل میگذزانند،و این باعث میشود تا ذوق و شوقی برای آراستگی در برابر همسر نداشته باشند،و از طرفی بدحجابی زنان زمینه ای برای دلبستگی مرد به زنان غیر از همسرشرعی ایجاد میکند و در نتیجه نامساعد شدن علاقه  همسران موجب وقوع طلاق میشود.

 

 

 

6- گسترش تهمت و سوء ظن در جامعه:

"این علت بیشتر در جوامعی است که اکثرا حجاب را قبول دارند مانند جوامع اسلامی"

یکی از آثار بدحجابی سوءظن افراد و تهمت زدن به زنان و دختران بدحجاب میباشد، زیرا افراد بدحجاب در عمل با فرهنگ  جامعه اسلامی مخالفت میکنند(با حجاب و پوشش نامناسب خود) و به ازشهای برخواسته از فرهنگ آن جامعه مثل حجاب احترام نمیگذارد ، در این حالت طبیعی است که افراد بد حجاب مورد سوظن ولقع میشوند و افراد جامعه نسبت به او میگویند: شخصی که به راحتی ارزش های جامعه اسلامی را زیر پا میگذارد و گناه میکند و از غضب خدا نمیترسد،چه بسا گناهان دیگری هم انجام دهد.

 

منابع:

-مسئله حجاب-شهید استاد مطهری

-پرسمان حجاب-حسین مهدی زاده
سعید عنایتی

/ 0 نظر / 10 بازدید