آیات حجاب در قرآن-تفسیر سوره نور آیه 30 و 31

آیات حجاب در قرآن-تفسیر سوره نور آیه 30 و 31

منبع:وبلاگ حوزه علمیه حضرت فاطمه (س)-اردکان

۱-  "آن ها نباید زینت خودرا آشکارسازند جزآن مقدار که طبیعتاًظاهر است"(وَلایُبْدینَ زینتهنّ إلا ماظهر منها)

دراینکه منظور زینتی که زنان باید آن رابپوشانند وهمچنین زینت آشکاری که دراظهار آن مجازند ؟ چیست؟درمیان مفسران سخن بسیار است .

بعضی، زینت پنهان رابه معنی زینت طبیعی _اندام زیبای زن_گرفته اند ،درحالی که کلمه"زینت" به این معنی کمتر اطلاق می شود.بعضی دیگر، آن رابه معنی "محل زینت " گرفته اند، زیراآشکارکردن خود زینت مانند گوشواره ودستبند وبازوبند به تنهایی مانعی ندارد ، اگرممنوعیتی باشد مربوط به محل این زینت ها است ،یعنی گوش ها ودست ها وبازوان .

بعضی دیگر، آن را به معنی خود "زینت آلات "گرفته اند درحالی که روی بده قرارگرفته ، وطبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی توأم با آشکار کردن اندامی است که زینت برآن قراردارد.

(این دوتفسیر اخیرازنظر نتیجه یکسان است هرچند ازدوراه مسأله تعقیب می شود).

حق این است که ماآیه رابدون پرسش داوری وطبق ظاهر آن تفسیر کنیم که ظاهر آن همان معنی سوم است وبنابراین ، زبان حق ندارند زینت هائی که معمولا پنهانی است آشکار سازند ،هرچند اندامشان نمایان نشود، وبه این ترتیب آشکارکردن لباس های زینتی مخصوصی را که درزیرلباس عادی یاچادر میپوشند مجاز نیست ، چرا که قرآن ازظاهر ساختن چنین زینت هایی نهی کرده است .

درروایات متعددی که ازائمه اهل بیت (علیه السلام) نقل شده ، نیز همین معنی دیده می شود که زینت باطن را به قلاده:"گردنبند"،ملج:"بازوبند"وخلخال:"پای برنجن " همان زینتی که زنان عرب درمچ پاها می کردند تفسیر شده است.

وچون درروایات متعدد دیگری زینت ظاهر به "انگشتر "،"سرمه" ومانند آن تفسیر شده ، می فهمیم منظور اززینت باطن نیز خودزینت هائی است که نهفته پوشیده است.

 2-   دومین حکمی که درآیه بیان شده این است :"آن ها باید خماری خودرا برسینه های خود بیفکنند"(وَلْیَضْربن بخُمرهنّ علی جیوبهنّ).

"خمر" جمع "خمار"(بروزن حجاب) دراصل  به معنی پوشش است،ولی معمولاًبه چیزی گفته میشود که زنان با آن سرخود رامی پوشانند (روسری)

"جیوب"جمع "جیب"(بروزن عیب )به معنی یقه ی پیراهن است،که ازآن تعبیر به "گریبان " می شود وگاه به قسمت بالای سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق می گردد.

ازاین جمله استفاده می شود که : زنان قبل ازنزول آیه  ، دامنه ی روسری خودرا به شانه ها یا پشت سرمی افکندند ،به طوری که گردن وکمی ازسینه آن ها نمایان می شد، قرآن دستور می دهد روسری خودرا برگریبان خود بیفکنند تاهم گردن وهم آن قسمت ازسینه که بیرون است مستورگردد.(ازشأن نزول آیه که قبلاً آوردیم نیز این معنی به خوبی استفاده می شود)

 

3- درسومین حکم،مواردی که زنان می توانند در آن جا حجاب خودرابرگیرند وزینت پنهان خودرا آشکار سازند،به این عبارت شرح می دهد:

"درآن ها نباید زینت خود را آشکار سازند"(وَلا یبدینَ زینتَهُنّ).

مگر در دوازده مورد:

1-  برای شوهرانشان "الا لبولتهن"

2-  یاپدرانشان"أو آبائهنّ"

3-  یا پدران شوهرانشان"أو آبائهن بعولتهنّ"

4-  یا پسرانشان"أو ابنائهنّ"

5-  یاپسران همسرانشان"أو أبناء بعولتهنّ"

6-  یابرادرانشان"أو اخوانهنّ"

7-  یا پسران برادرانشان"أوبنی إخوانهنّ"

8-  یا پسران خواهرانشان"أو بنی أخواتهنّ"

9-  یا زنان هم کشیشان "أو نسائهنّ"                                                                                      

    10-یا بردگانشان- کنیزانشان-"أو ما مَلَکت أیما نُهُنّ"                                                                 

  11-  یا پیران وطفلیانی که تمایلی به زن ندارند«افراد سفیه وابلهی که میل جنسی در آن ها وجود ندارد»"أو التابعین غیر اُولی الاربةمن الزجال "

12-یا کودکانی که از عورت زنان - امور جنسی-آگاه نیستند"أو الطّفْل الذین لم یظهرو علی عورات النساء"

 4-وبالاخره چهارمین حکم راچنین بیان می کند :«آن ها به هنگام راه رفتن پاهای خودرا به زمین نزنند تا زینت پنها نیشان دانسته شود »

"ولا یَضْربنَ بأرجُلهنّ لیُعْلم ما یُخفین من زینتهن"

 آن ها در رعایت عفت ودوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می سازد و ممکن است منتهی به انحراف از جاده عفت شود،آن چنان باید دقیق وسختگیر باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی را که در پای دارند به گوش مردان بیگانه خودداری کنند ،واین گواه باریک بینی اسلام ڋر این زمینه است.

وسرانجام با دعوت عمومی همه ی مؤمنان ،اعم از مردو زن ،توبه وبازگشتبه سوی خدا آیه را پایان می دهد ، می گویند :«همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید "وَتوبوا إلی الله جمیعاً أیها المؤمنون لعلکم تُفْلحون"واگردر گذشته ، کارهای خلافی ڋر این زمینه انجام داده اید اکنون که حقایق احکام اسلام برای شما تبیین شده از خطاهای خود توبه کنید وبرای نجات وفلاح،به سوی خدا آیید که رستگاری تنها بر در خانه اوست ، وبرسر راه شما لغزشگاه های خطر ناکی وجوددارد که جز با لطف او ،نجات ممکن نیست ،خودرا به او بسپارید.درست است که قبل از نزول این احکام، گناه وعصیان نسبت به این امور مفهومی نداشت، ولی ما می دانیم قسمتی از مسائل مربوط به آلودگی های جنسی جنبه ی عقلانی دارد وبه تعبیر مصطلح، از "مستقلات عقلیه " است که حکم عقل ڋر آن جا به تنهائی برای ایجاد مسئولیت کافی است.

تفسیرروایی آیات 30-31

"قُل للمؤمنین یَغُضّوا من أبْصارهم وَیحْفَظوا فُروجَهُمْ ذلک لهم إنّ الله خَبیرٌبما یَصْنَعون وَقُل للمؤمنات یغْضُضْنَ من أبصارهن ّوَیَحفَظْنَ فُروجَهُنّ"

قمی از امام صادق (علیه السلام )روایت می کند :«هرآیه ای که درآن کلمه" فروج" آمده است تماماً"هدف" زنا است قرآن آیه چون در این آیه نظر افکندن ، هدف است ، پس به مردان حلال نیست که به شرمگاه مرد دیگری نگاه بیندازد وهمچنین به زن نمی رسد وحلال نیست که به شرمگاه زن دیگری نگاه کند ودرکافی ازآن حضرت روایت شده است درحدیثی که فرض و وجوب ایمان را نسبت به اعضاء وجوارح بازگو می کند آمده است که :«برچشم هم واجب نموده است که به محرمات وچیزهایی که خدا حرام کرده است ، ننگرد واز آنچه خدا نهی کرده است وبراو حلال نیست ،اعراض نماید .

روایتی درباره ی نگاه

حضرت علی (علیه السلام) فرمود :نگاه اول مانعی ندارد ولی ادامه ی نگاه اشکال دارد،زیراسبب فتنه می شود درحدیثی میخوانیم : تمام چشم ها درقیامت گریان است مگر سه چشم، چشمی که ازترس خدابگرید وچشمی که ازگناه بسته شود وچشمی که درراه خدابیدار بماند.

در"صحیح بخاری"میخوانیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)فرمودند:« جلو راه مردم ننشینند» .مردم گفتند:«ماناچاریم ازنشستن ». فرمود:«پس حق آن را ادا کنید». پرسیدند حق آن چیست ؟فرمود:«غَضُ البصر وکفّ الماذی ورد السلام والامر بالمعروف والنهی عن منکر»ترک چشم چرانی ومردم آزاری ، جواب دادن به سلام دیگران ،امربه معروف ونهی ازمنکر.حضرت عیسی فرمود:ازنگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت رادردل می نشاند وهمین برای دچار شدن انسان به فتنه کافی است.

حضرت علی (علیه السلام ) فرمود:«العین رائد القلب» چشم ، دل را بدنبال خود می کشد .«العین مصائر الشیطان  »چشم ،قلاب شیطان است وچشم پوشی بهترین راه دوری از شهوت است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرمود:«النظر سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوة فی قلبه » نگاه بد تیری ازتیرهای مسموم است که هرکس ازترس خدا چشم خودرا فرو بندد خداوند به ایمانی می دهد که ازدرون خویش شیرینی ومزه آن را احساس می کند .

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) «هرکس چشم خودرا ازحرام پرکند ،درقیامت چشم او ازآتش پرخواهد شد مگر اینکه توبه کند».

امام صادق(علیه السلام ) درباره نگاه مجاز به زن نامحرم فرمود :«الوجه والکفّین والقدمین» یعنی نگاه به صورت وکف دست ها وروی پاها جایز است - لکن بدون شهوت-

"وَلا یُبدینَ زینَتَهُنّ الا ما ظَهَرَمنْها"

درکافی ازامام صادق (علیه السلام روایت نموده است که فرمود :«مقصود از"ما ظهر" آن زینت ظاهری است مانند سرمه یا انگشتر»

ودرروایتی آمده است :«انگشتر یا بوی عطر عبارت ازالنگوی زن است ».

ودرجوامع الجامع ازآن بزرگوار آمده است که :«مقصود "ازما ظهر" دو دست وانگشتان است وقمی ازامام باقر (علیه السلام ) آورده است که درمورد این آیه فرمودند :«زینت ظاهری عبارت از لباس ، سرمه ،انگشتر،حنای کف دست  والنگو است وافزوده زینت برای مردم ، زینت برای محرم وزینت برای همسر اما زینت برای مردم که ذکر نمودیم لباس ، سرمه ، انگشتر) زینت برای محرم پس گردنبند وبالاتر ازآن گوشواره ودستبند وپایین تر از آن وخلخال می باشد اما زینت برای همسر ، پس تمام اندام زن است »

ودر کافی ازامام صادق(علیه السلام)روایت کرده است که ازاو سوال گردید چه چیزی برمردم جائز است که اززن ببیند درصورتی که محرم نباشد؟فرمود:«چهره ، دوکف دست، ودوقدم»همچنان ازآن حضرت روایت شده است که فرمود:«اشکال ندارد که به سر زنان تهامه واعراب واهل سواد وعرب نگاه کرد ، چون آنان وحتی مورد نهی قرار می گیرند، نهی نمی پذیرند وافزود : زن دیوانه وبی عقل که به مو وصورت او نگاه کرد مادام که تعمدی دراین کار نداشته باشد».

باز ازامام صادق(علیه السلام)آمده است که فرمود:رسول خدا (صلی الله علیه وآله )فرمود:«به زنان اهل مکه حرمتی نیست که به موها ودست ها ی آنان نگاه کرد ».

وباز آن حضرت سؤال شد فردی میخواهد بازنی ازدواج کند میتواند دروجود او تأمل کند وبه خلقت او بنگرد وبه صورت وچهره اش نگاه کند ؟حضرت فرمود:«اشکالی ندارد ».ودرروایت دیگری آمده است : «ایرادی نیست که به صورت ومحل دستبند هایش نگاه می کند درصورتی که میخواهد بااوازدواج کند».

ودروایت دیگری فلسفه ی یک بار نگاه کردن را اینگونه توجیه می کند که :«او میخواهد باگزاف ترین قیمت هااورا بخرد».

ودرخصال صدوق آمده است:«پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله ) به امیر المؤمنین علی (علیه السلام فرمود:یاعلی! نگاه نخستین ازآن توست ، ولی نگاه دوم بر ضررتوست،نه آنکه به نفع توباشد».

ودروایت دیگری آمده است: «برشما است نخستین نگاه نسبت به زن ، ولی آن را بانگاه دیگری آلوده نسازید وازفتنه وآشوب حذرنمایید».

"وَلْیَضْربْنََ بخُمُرهنّ علی جُیوبهن ّوَلا...أوْ بَنی اَخَواتِهِنّ"درکافی از امام صادق (علیه السلام ) آمده است که از محضر آن حضرت سؤال شد آیادوبازوی زن از موارد زینت است، جایی که خداوند می فرماید:"ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن"

امام (علیه السلام ) فرمود:«آری وپایین تر ازمقنعه هم زینت است وپایین تر ازخلخال ها نیززینت است.

أو نسائهنّ:

درکافی ومفته ازامام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمود:«سزاوار نیست یا روانیست زنان مسلمان زینت خودرا پیش زنان یهودی یا نصرانی باز گشایند ، چون آنان این موارد را برای شوهرانشان خود توصیف می نمایند- درنتیجه آنان درزنان مسلمان طمع می ورزند-».

درمجمع البیان ازامام صادق (علیه السلام )ودر کافی هم ازآن بزرگوار روایت کرده است که در مورد این آیه فرمود «ایرادی ندارد که مملوک ،مو یا ساق پای خانم خودرا ببیند».ودرروایت دیگری آمده است :«اشکالی ندارد که به موی خانم خودنگاه کند درصورتی که ایمن وخاطر جمع بوده باشد».

باز امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود :«حلال نیست که زن به بنده اش به بخشی ازبدنش نگاه کند ،مگر به مویش درصورتی که غیر متعمِد بوده باشد».

أوالتّابعینَ غَیْر أوْلی الإرْبَةِ منَ الرِجال:

قمی میگوید : مقصود ، آن پیرمرد سالخورده است که اورا نیازی به زن نیست .

ودرکافی ازامام باقر(علیه السلام)آمده است :«منظور ، آن سفیهی است که رغبت به زنان را ندارد».

واز امام صادق (علیه السلام) آمده است :«آن سفیه ابلهی است که برده است وبه سراغ زنان نمی رود».

ودرمجمع البیان آمده است که گوید :« آن دنباله روی است که جهت لقمه ی نانی پی تو می آید واورا حاجتی نیست درزنان وآن ایله مؤلّی علیه -  بنده وبرده ای که تحت سرپرستی فردی باشد- است ».

ودرکافی ازامام کاظم (علیه السلام) آمده است که از مرد مخصوصی سؤال شد که وارد برزنان می گردد ودرصورتی که آنان وضوء می گیرند پس موهای آنان را می بیند؟ فرمود: نه ؛ روانیست».

نکته ها

فلسفه ی حجاب

بدون شک، درعصر ما که بعضی نام آن را عصربرهنگی وآزادی جنسی گذارده اند ، وافراد غرب زده ، بی بند وباری زنان را جزئی از آزادی او می دانند،سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند وگاه افسانه ای  است متعلق به زنان گذشته!.ولی مفاسد بی حجاب ، مشکلات وگرفتاری های روز افزونی که از این آزادیها ی بی قید ومشروط به وجود آمده سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.البته درمحیط های اسلامی ومذهبی، مخصوصاً درمحیط ایران بعد ازانقلاب جمهوری اسلامی ، بسیاری مسائل حل شده ، وبه بسیاری از این سؤالات عملاً پاسخ کافی وقانع کننده داده شده است ، ولی باز اهمیت موضوع ایجاب می کند: این مسأله به طور گسترده تر مورد بحث قرار گیرد.

مسأله آن است: آیا زنان - بانهایت معذرت- باید برای بهره کشی ازطریق سمع، بصر، ولمس – جز آمیزش جنسی – دراختیارهمه مردان باشند ؟ ویاباید این امور ، مخصوص همسرانشان گردد؟بحث در این است : آیا زنان بی پایان در نشان دادن اندام خود وتحریک شهوات وهوس های آلوده مردان درگیر باشند ؟ ویاباید این مسائل ازمحیط اجتماع برچیده شود؟ وبه محیط خانوادگی وزندگی زناشوئی اختصاص یابد؟!

اسلام ، طرفدار برنامه ی دوم است وحجاب ، جزئی ازاین برنامه محسوب می شود، درحالی که غربی ها وغرب زده ها ی هوس باز ، طرفدار برنامه ی اولند.اسلام، می گوید : کامیابی ها ی جنسی اعم از آمیزش ولذت گیری های سمعی ، بصری، ولمسی مخصوص به همسران است وغیر ازآن گناه ، ومایه ی آلودگی وناپاکی جامعه می باشد که جمله ی " ذلک أزکل لَهُمْ" درآیات فوق اشاره به آن است.فلسفه ی حجاب چیز مکتوم وپنهانی نیست زیرا:

 1- برهنگی زنان، که طبعاً پیامدهائی همچون آرایش ، عشوه گری وامثال آن همراه دارد ، -مخصوص جوانان را- دریک حال تحریک دائم قرار می دهد تحریکی که  سبب کوبیدن اعصاب آن ها وایجاد هیجان های بیمارگونه عصبی وگاه سرچشمه امراض روانی می گردد، مگراعصاب انسان چقدر می تواند بارهیجان رابرخود حمل کند؟.

مگر همه پزشکان روانی نمی گویند : هیجان مستمر عامل بیماری است؟

مخصوصاً توجه به نکته که غریزه ی جنسی نیروند ترین وریشه دارترین غریزه ی آدمی است، ودرطول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار وجنایات هولناکی شده، تا آن جا که گفته اند : «هیچ حادثه ی مهمی را پیدا نمی کنید مگر این که پای زنی درآن میان است».

آیا دامن زدن مستمر ازاین طریق برهنگی به این غریزه وشعله ورساختن آن بازی با آتش نیست ؟

آیا این کارعاقلانه ای است؟

اسلام ، می خواهد مردان وزنان مسلمان ، روحی آرام ، اعصابی سالم وچشم وگوشی پاک داشته باشند، واین یکی از فلسفه های حجاب است.

2- آمارهای قطعی ومستند ، نشان می دهد: با افزایش برهنگی درجهان ، طلاق وازهم گسیختگی زندگی زناشویی دردنیا به طور مداوم بالا رفته است ، چراکه "«هرچه دیده بیند دل کند یاد».دراینجا یعنی هوس های سرکش بخواهد ، به هرقیمتی باشد به دنبال آن میرود ، وبه این ترتیب هرروز دل ، به دلبری می بندد وبا دیگری وداع می گوید. درمحیطی که حجاب است (شرایط دیگراسلامی رعایت می شود) دوهمسر تعلق به یکدیگر دارند ، واحساساتشان وعشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است.ولی در"بازارآزاد برهنگی" که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی -لا اقل درمرحله  غیر آمیزش جنسی - درآمده اند ،دیگرقداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد، وخانواده ها همچون تارعنکبوت به سرعت متلاشی می شوند وکودکان بی سرپرست می مانند.

3- گسترش دامنه ی فحشاء ، وافزایش فرزندان نامشروع ، ازدردناکترین پیامدهای بی حجابی است، که فکر می کنیم نیازی به ارقام وآمارنداردودلائل آن مخصوصاً درجوامع غربی کاملاَ نمایان است که حاجتی به بیان ندارد.نمی گوئیم ، عامل اصلی فحشاء وفرزندان نامشروع منحصراً بی حجابی است ، نمی گوئیم استعمارننگین ومسائل سیاسی مغرب درآن مؤثر نیست ، بلکه  می گوئیم : یکی ازعوامل مؤثر آن مسأله برهنگی وبی حجابی محسوب می شود. وبا توجه به اینکه :"فحشاء " وازآن بدتر "فرزندان نامشروع " سرچشمه انواع جنایت ها درجوامع انسانی بوده وهستند ، ابعاد خطرناک این مسأله روشن ترمی شود.هنگامی که می شنویم در"انگلستان " درهرسال - طبق آمار –پانصدهزار نوزاد نامشروع به دنیا می آید.وهنگامی که می شنویم : جمعی ازدانشمندان "انگلیس" دراین رابطه به مقامات آن کشور اعلام کرده اند- نه به خاطر مسائل اخلاقی ومذهبی- بلکه ،به خاطر خطراتی که فرزندان نامشروع برای امنیت جامعه به وجود آورده اند ، به گونه ای که در بسیاری  ازپرونده های جنائی پای آن هادرمیان است، به اهمیت این مسأله کاملاًپی می بریم، ودرمی یابیم مسأله گسترش فحشاء ، حتی برای آن ها که هیچ اهمیتی برای مذهب وبرنامه های اخلاقی قائل نیستند فاجعه آفرین است.

بنابراین ، هرچیز که دامنه ی فساد جنبی رادرجوامع انسانی گسترده تر سازد تهدیدی برای امنیت  جامعه ها محسوب می شود، وپیامد های آن هرگونه حساب کنیم به زیان آن جامعه است.

مطالعات دانشمندان تربیتی نیز نشان داده ، مدارسی که در آن دختروپسر با هم درس میخوانند ، مراکزی که هردوزن درآن کار میکنند ، وبی بندو باردر آن هاحکم فرمااست، کم کاری، عقب افتادگی، وعدم احساس مسئولیت ، به خوبی مشاهده شده است.

4-مسأله" ابتذال زن " و"سقوط شخیت او" دراین میان نیز حائز اهمیت فراوان است که نیازی به ارقام وآمار ندارد . هنگامی که جامعه زن را بااندام برهنه بخواهد، طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر وخودنمایی افزون تر ازاودارد.وهنگامی که زن راازطریق جاذبه ی جنسیش وسیله ی تبلیغ کالاهاودکورهای اتاق انتظار ، وعاملی برای جلب جهانگردان ، سیاحان ومانند این ها قرار بدهند ، درچنین جامعه ای شخصیت زن تا سرحد یک عروسک ،یا یک کالای بی ارزش سقوط میکند، وارزش های والای انسانی اوبه کلی به دست فراموشی سپرده می شود، وتنها افتخار او جوانی ، زیبائی وخود نمائیش می شود.وبه این ترتیب ، به وسیله ای تبدیل خواهد شدبرای اشباع هوس های سرکش یک مشت آلوده ی فریبکار وانسان نماهای دیو صفت !.درچنین جامعه ای چگونه یک زن می تواند با ویژگی های اخلاقیش ، علم وآگاهی ودانائیش جلوه کند ، وحائز مقام والائی گردد؟!به راستی ، درد آوراست که درکشورهای غربی،وغرب زده ،ودر کشور ماقبل ازانقلاب اسلامی ، بیشترین اسم ، شهوت ، آوازه ،پول ،درآمد وموقعیت برای زنان آلوده وبی بندوباری بود که به نام "هنرمندوهنرپیشه " معروف شده بودند ،وهرجا قدم می نهادند گردانندگان محیط های آلوده برای آنها سرو دست می شکستند وقدمشان را خیر مقدم می دانستند!.شکرخدارا، که آن بساط بر چیده شد ، و زن ازصورت ابتذال سابق وموقعیت یک عروسک فرنگی وکالای بی ارزش درآمد ، شخصیت خودرا بازیافت ، حجاب برخود پوشیده اما بی آن که منزوی شود ودرتمام صحنه های مفید وسازنده ی اجتماعی حتی درصحنه جنگ با همان حجاب اسلامیش ظاهرشد.

این بود قسمتی از فلسفه های زنده وروشن موضوع حجاب دراسلام که متناسب این بحث تفسیری بود.

2- خرده گیری های مخالفان حجاب

دراینجا  می رسیم به ایرادهائی که مخالفان حجاب مطرح می کنند، که باید به طور فشرده بررسی شود1- زنان نیمی از جامعه

مهمترین چیزی که همه آنان درآن متفقند و به عنوان یک ایراد اساسی یر مسأله حجاب ذکر می کنند، این است که زنان نیمی ازجامعه راتشکیل می دهند اما حجاب سبب انزوای این جمعیت عظیم می گردد، وطبعاً آن ها ازنظر فکری وفرهنگی به عقب می راند ، مخصوصاًدردوران شکوفائی اقتصاد که احتیاج زیادی به نیروی فعال انسانی است ، ازنیروی زنان درحرکت اقتصادی هیچگونه بهره گیری نخواهد شد ، وجای آن ها درمراکز فرهنگی واجتماعی نیز خالی است!.

به این ترتیب : آن ها به صورت یک موجود مصرف کننده وسربار اجتماع در می آیند .

اما آن ها که به این منطق متوسل می شوند از چند امر به کلی غافل شده یا تغافل کرده اند.

زیرا اولاً: چه کسی گفته است :حجاب اسلامی، زن را منزوی می کند ، واز صحنه اجتماع دور می سازد ؟.

اگر درگذشته لازم بود ما زحمت استدلال در این موضع را برخود هموار کنیم امروز ، بعد از انقلاب اسلامی هیچ نیازی به استدلال نیست؛زیرا با چشم خود گروه ، گروه زنانی را می بینیم که با داشتن حجاب اسلامی درهمه جا حاضرند ، دراداره ها ،در کارگا ها ، در راهپیمایی ها وتظاهرات سیاسی ، رادیو وتلویزیون ، در بیمارستان ها ومراکز بهداشتی ، مخصوصاً در مراقبتهای مجروحین جنگی ، در فرهنگ ودانشگاه ، وبالاخره در صحنه ی جنگ وپیکار با دشمن .

کوتاه سخن این که :وضع موجود ،پاسخ دندان شکنی است برای همه این ایرادهاو اگر مادرسابق سخن از "مکان "چنین وضعی می گفتیم امروز در برابر "وقوع " آن قرار گرفته ایم وفلاسفه گفته اند:«بهترین دلیل برامکان چیزی وقوع آن است واین عیانی است که نیازی به بیان ندارد.

 ثانیاً: از اینکه بگذریم , آیا اداره ی خانه وتربیت فرزندان برومند وساختن انسان هائی که درآینده بتوانند بابازوان توانای خویش چرخ های عظیم جامعه رابه حرکت درآورند, کارنیست؟آن ها که این رسالت عظیم زن راکه کار مثبت محسوب نمی کننداز نقش خانواده وتربیت, درساختن یک اجتماع سالم, آباد وپربرکت بی خبرند, آن ها گمان می کنند راه این است که زن ومرد ماهمانند زنان ومردان غربی , اول صبح خانه را به قصدادارات وکارخانه ها ومانند آن ترک کنند , وبچه های خودرا به شیرخوارگاهها بسپارند , ویادراطاق بگذارند , دررا روی آن ها ببندند, وطعم تلخ زندان رااز همان زمان که غنچه ناشکفته ای هستند , به آن ها بچشاند .

غافل ازاینکه : بااین عمل , شخصیت آن هارا درهم می کوبندوکودکانی بی روح وفاقدعواطف بار می آورند که جامعه رابه خطر خواهند انداخت.

2- حجاب دست وپاگیر است

ایراد دیگری که آن ها دارند این است :حجاب یک لباس دست وپاگیر است وبا فعالیت های اجتماعی مخصوصاً درعصر ماشین ها ی مدرن سازگار نیست ، یک زن حجاب دار خودش راحفظ کند ،یا چادرش را یا کودک وبرنامه اش را ؟ولی این ایراد کنندگان ازیک نکته غافلند وان اینکه :حجاب همیشه معنی چادر نیست ، بلکه به معنی پوشش زن است، آنجا که باچادر امکان پذیر است چه بهتر وآنجا که نشد ، به پوشش قناعت می شود.زنان کشاورز وروستائی ما مخصوصاً زنانی که در برنج زارها مهمترین ومشکل ترین کار کشت وبرداشت محصول برنج برعهده دارند عملاً به این پندارها پاسخ گفته اند ، ونشان داده  اند : یک زن روستائی با داشتن حجاب اسلامی دربسیاری موارد ، حتماً بیشتر وبهتر از مرد کار می کند، بی آنکه حجابش مانع کارش شود.

3-حجاب ، مردان راحریص تر میکند .

ایراد دیگر اینکه آن ها می گویند:حجاب ازاین نظر که میان زنان ومردان فاصله می افکند، طبع حریص مردان را ازمند تر می کند، وبه جای این که خاموش کننده باشد ،آتش حرص آن ها را شعله ورتر می سازد که " الإنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِعَ" !.پاسخ این ایراد ، یا صحیح تر سفسطه ومغلطه رامقایسه ی جامعه ی امروز ما که حجاب در آن تقریباَ درهمه مراکز بدون استثناء حکم فرما است بادوران رژیم طاغوت که زمان رامجبور به کشف حجاب میکردند ومیدهد.آن روز هر کوی وبرزن مرکز فساد بود ، درخانواده هابی بندوباری عجیبی حکم فرما بود، آمار طلاق فوق العاده زیادبود ، سطح تولد فرزندان نامشروع بالابود وهزاران بد بختی دیگر.نمی گوئیم امروز ه همه ی اینها ریشه کن شده، اما بدون شک بسیار کاهش یافته وجامعه ی مااز این نظر سلامت خودرا بازیافته ، واگر به خواست خدا وضع همین صورت ادامه یابدوسایر نابسامانی ها نیز سامان پیدا کند، جامعه ماازنظر پاکی خانواده ها وحفظ ارزش زن ، به مرحله مطلوب خواهد رسید.                                                                                                                                                         

 4-استثناء وجه وکفین

  دراین که آیا حکم حجا ب، صورت ودست ها حتی از مچ به پایین رانیز شامل می شود یا نه ، درمیان فقها بحث فراوان است ، درحالیکه جمعی فتوا به وجوب پوشاندن داده ، یا حداقل احتیاط می کنند ، البته آن دسته که پوشاندن این دوراواجب نمی دانند، نیزآن رامقید به صورتی می کنند که منشأفساد وانحرافی نگردد، وگرنه واجب است.درآیه فوق قرائنی براین استثناء ، وتأیید قول اول وجوددارد از جمله:

الف- استثتاء "زینت ظاهر " در آیه ی فوق ، خواه به معنی محل زینت باشد ، یا خود"زینت" دلیل روشنی است براین که پوشاندن صورت وکفین لازم نیست

ب- دستوری که آیه فوق درمورد انداختن گوشه ی مقنعه به سوی گریبان می دهد که مفهمومش پوشاندن سروگردن وسینه است وسخنی  ازپوشاندن صورت درآن نیست قرینه ی دیگری به این مدعا است.

توضیح اینکه :همان گونه که درشأن نزول نیز گفته ایم عرب ها درآن زمان روسری ومقنعه می پوشیدند که دنباله آن را روی شانه ها وپشت سر می انداختند به طوری که مقنعه، پشت گوش آن ها قرار می گرفت وتنها سرو پشت گردن رامی پوشاند ، ولی قسمت زیر گلو وکمی از سینه که بالای گریبان قرار داشت ، نمایان بود.اسلام آمد ، این وضع را اصلاح کرد ودستور داد دنباله مقنعه رااز پشت گوش یا پشت سر جلو بیاورند وبه روی گریبان وسینه بیندازند ونتیجه آن این بود که تنها گردی صورت باقی می ماند وبقیه پوشانده می شد.

ج- روایات متعددی نیز دراین زمینه درمنابع اسلامی وکتب حدیث، وارد شده است که شاهد زنده ای برمدعاست هرچند روایات معارضی نیز دارد که دراین حداز صراحت نیست،وجمع میان آن ها از طریق استحباب پوشاندن وجه وکفین، ویا حمل  بر مواردی که منشأ فساد وانحراف است کاملاً ممکن است .

شواهد تاریخی نیز نشان می دهدکه:نقاب زدن بر صورت درصدر اسلام جنبه عمومی داشت- شرح بیشتر در زمینه فقهی وروائی این مسأله درمباحث نکاح درفقه آمده است-ولی باز تأکید وتکرار می کنیم :این حکم درصورتی است که سبب سوء استفاده وانحراف نگردد.ذکر این نکته نیز لازم است که:استثناء وجه وکفین از حکم حجاب ، مفهومش این نیست که جایز است دیگران عملاً نگاه کنند ، بلکه در واقع این یک نوعد تسهیل برای زنان در امر زند گی است.

5- منظور از" نسائهنّ"چیست؟

چنان که در تفسیر آیه خواندیم نهمین گروهی که مستثنی شده اند وزن حق دارد زینت باطن خودرا در برابر آنها آشکار کند زنان هستند، منتهی با توجه به تعبیر نسائهم:"زنان خودشان " چنین استفاده می شود که زن های مسلمان تنها می توانند در برابر زنان مسلمان حجاب برگیرند ، ولی در برابر زنان غیر مسلمان باید حجاب اسلامی داشته باشند وفلسفه این موضوع چنان که درروایات آمده این است که: ممکن است آن ها بروند وانچه را دیده اند برای همسرانشان توصیف کنند واین، برای زنان مسلمان صحیح نیست.

6- تفسیرجمله ی " اؤ ما مَلَکَت أیمانُهُنّ"

ظاهر این جمله مفهوم وسیعی دراد ونشان می دهد :زن می تواند بدون حجاب در برابر برده ی خود ظاهر شود ،ولی در بعضی از روایات اسلامی تصریح شده است: منظور ظاهر شدن دربرابرکنیزان است هرچند غیر مسلمان باشند ، وغلامان راشامل نمی شود  درحدیثی از امام امیر مؤمنان علی(علیه السلام ) می خوانیم که می فرمود: "لاینظر العبد إلی العبد إلی شعر مولاته" : غلام نباید به موی زنی که مولای اوست نگاه کند .

ولی در بعضی روایات دیگر تعمیم استفاده می شود ، اما مسلماًن خلاف احتیاط است

7- تفسیر "اُو لی الاربة من ارجال "

"اربة" در اصل از ماده ی "ارب" (بروزن عرب ) - چنان که "راغب "در "مفردات " می گوید-به معنی شدت احتیاج است که انسان برای برطرف ساختن آن چاره جوئی می کند،گاهی نیز به معنی حاجت به طور مطلق استعمال می شود .ومنظور از "اولی الإربة من الرجال " دراین جا کسانی هستند که میل جنسی دارند، ونیاز به همسر ،بنابراین "غیر اولی الإربة" کسانی را شامل می شوندکه تمایل در آنها نیست .مردانی دانسته اند که شهوت جنسی در آن ها خاموش شده است ، مانند :القواعد من النساء:"زنانی که از سر حد ازدواج بیرون رفته اند واز این نظر باز نشسته شده اند"

بعضی دیگر آن را به مردان خصی ّ :"خواجه"

وبعضی دیگر به "خنثی" که آلت رجولیت مطلق ندارد ، تفسیر کرده اند.

اما آنچه بیش از همه می تواند قابل قبول باشد ود رچند حدیث معتبر از امام صادق (علیه السلام ) وامام صادق (علیه السلام) نقل شده این است که: منظور از این تعبیر ،مردان ابلهی است که به هیچ وجه احسا س جنسی ندارند، ومعمولاَ ا زآن ها د رکارهای ساده وخدمتکاری استفاده می کنند ،تعبیر به "التابعین " نیز همین معنی راتقویت می کند .

اما از آنجا که که این وصف ، یعنی عدم احساس میل جنسی درباره ی کروهی از پیران صادق است بعید نیست مفهوم آیه توسع داشته و این دسته از پیرمردان نیز در معنی آیه داخل باشند .از امام صادق (علیه السلام ) نیز روی این گروه از این پیرمردان تکیه شده است. ولی به هر حال مفهوم این آیه این نیست که این دسته از مردان محارمند،قدر مسلم این است که پوشیدن سر یا کمی از دست و مانند آن در برابر این گروه واجب نیست .

8-کدام اطفال از این حکم مستثنا هستند .

گفتیم که دوازدهمین گروهی که حجاب در برابر آنها واجب نیست ،اطفالی هستند که از شهوت جنسی هنوز بهره ای ندارند .جملۀ« لِم یُظهَرو ا» گاهی به معنای لَم یطّلِعوا :«آگاهی ندارند » و گاهی به معنی لَم یَقدِروا :«توانایی ندارند » تفسیر شده ؛ زیرا این ماده به هر دو معنی آمده است و در قرآن گاه در این و گاه در آن به کار رفته .

/ 0 نظر / 106 بازدید